الفيض الكاشاني

277

ترجمة الحقائق ( فارسى )

و طريق بطلان آنْ آن است كه اين قياس مركّب است از دو اصل : يكى آنكه دنيا نقد و آخرت نسيه است ، و اين اصل درست است . و اصل دوم آنكه نقد بهتر است از نسيه . و اين اصل محلّ فريب و اشتباه است . و اين چنين نيست كه گفته‌اند ، بلكه اگر نقدى در مقدار و مقصود مثل نسيه باشد آن نقد بهتر است و اگر كمتر باشد نسيه بهتر است ؛ زيرا كه صاحب اين غرور در تجارتى كه مىنمايد يك درهم نقد را مىدهد كه ده درهم نسيه بگيرد و در اين مقام نمىگويد كه نقد بهتر است از نسيه ، پس ترك اين تجارت را مىكنم . و « 1 » هرگاه طبيب بيمار را از تناول ميوه‌ها و طعامهاى لذيذ بترساند « 2 » ترك آنها را في الحال مىكند از ترس آنكه مبادا در زمانِ آينده مرض آن زياده « 3 » شود و در اين صورت ترك نقد نموده به نسيه راضى شده است . و تمام تاجران به كشتىها مىنشينند و در سفرها تعبها مىكشند و ترك راحت نقد را از براى سود نسيه مىكنند . و هرگاه كه يك درهم را في الحال به امّيد ده درهم نسيه دهند پس نسبت لذّت دنيا را در مدّت كمى بسنج به لذّت آخرت در مدّت بىشمار تا بر تو معلوم شود كه اين قياس غلط است . و امّا آنچه گفته‌اند كه : يقين بهتر « 4 » از شكّ است و دنيا يقين و آخرت شكّ است . فساد اين قول بيش از فساد قول اوّل است از براى آنكه اين قياس هر دو اصلش باطل است ؛ زيرا كه يقين وقتى بهتر از شكّ است كه مثل آن باشد و الّا تاجر در سعيى كه مىكند بر يقين است و در سود بر شكّ است . و هركه تحصيل بصيرت در مسألهء دينى مىنمايد در اجتهاد بر يقين است و در رسيدن به مرتبهء علم بر شكّ است . و بيمار از تلخى دوا بر يقين است و از شفا بر شكّ . و صيّاد در تعب دام افكندن بر يقين « 5 » و در

--> ( 1 ) . m - و . ( 2 ) . بترساند / m برساند . ( 3 ) . زياده / s a زياد . ( 4 ) . m + است ! ( 5 ) . a + است .